- ببين پيرمرد! براي آخرين بار مي گم… خوب گوش كن تا ياد بگيري...
- آخه تا كي مي خواي به اين پنجره زل بزني؟ اگه اين بازي را ياد بگيري، هم از شر اين پنجره
راحت مي شي، هم مي توني با اين هم سن و سالهاي خودت بازي كني … مثل اون دوتا.. مي بيني؟
- آهاي ! با توام ! مي شنوي؟
پيرمرد به اجبار پلكهايش را بالا كشيد.
- اين يكي كه از همه بزرگتره شاهه… فقط يه خونه مي تونه حركت كنه ..اين بغليش هم وزيره… همه جور مي تونه حركت كنه… راست..چپ.. ضربدري... خلاصه مهره اصلي همينه.. فهميدي؟
پيرمرد گفت: ش ش شااا ه… و و وزيـ ـ ـ ـررر
- آفرين.. اين دو تا هم كه از شكلش معلومه.. قلعه هستن.. فقط مستقيم ميرن… اينا هم دو تا اسب جنگي .. چطوره؟؟
- فقط موند اين دو تا فيل كه ضربدري حركت مي كنن.. و اين رديف جلويي هم كه سربازها هستن… هشت تا !
- مي بيني ! درست مثل يك ارتش واقعي! هم مي توني به دشمن حمله كني ... هم از خودت دفاع كني..
ديدي چقدر ساده بود.. حالا اسماشونو بگو ببينم ياد گرفتي يا نه؟؟
پيرمرد نيم سرفه اش را قورت داد و گفت:
پـ پس مر د م چي ؟؟؟ اونا تو بازي نيستن؟؟
گفتار شاهنشاه انوشه روان دادگر در باره شیوه برگزیدن قوانین جدید کشور
ما در آیین سازی جدید دولتی خود نخست به مطالعه آیین نیاکانمان پرداختیم زیرا آنان حق و اولویت بر ما دارند .
همچنین در قبول آداب و نظامات فقط پی حق را گرفتیم و آنان را با عدالت پیوند زدیم . بعد از مطالعه و صرافی قوانین نیاکانمان به سراغ آیین روم و هندوستان پرداختیم و از میان آنان هر قانونی که پسندیده بود برگزیدیم . تنها معیار- عقول ما و ممیز آن حواس ما بود . پس همه آیین و نظامات را گرد آوردیم و دولت خویش را به آنها مزین نمودیم
از جمله بزرگترین و زیباترین زیورهایی که سلطنت یک پادشاه را شکوه و زیبایی می بخشد آن است که به حق اعتراف کند . و علم و دانش را محترم شمارد و در برابر این مهم تعظیم کند و از آن پیروی نماید و همین طور مهمترین عاملی که به چهره پادشاه زیان می رساند این است که از فراگیری دانش و معرفت دوری کند و نسبت به علم نخوت و غرور نشان دهد و تعصب اش مانع از کسب علم گردد . زیرا تا - کسی علم را از دیگری نیاموزد چگونه میتواند دانا شود . پس هر چه در نزد ملت روم و هند پسندیدم و با عقل هماهنگ بود و همچنین قوانین نیکوی پدرانمان را اخذ نمودم و تجربیات شخصی خویش را به آن اضافه نمودم . در این راه مهم از تجارب پادشاهان ممالک دیگر بهره جستم و به راستی هم اکنون احساس میکنم به آرزوی دیرینه خود رسیده ام زیرا چیزی را که مایه خیر و ظفر کشور و ملتم است را به چنگ آورده ام و هم اکنون به همه آیین و رسوم کشورهای دیگر پشت پا زدم و کشورم را با قوانین خردمندانه میهنی اداره میکنم
نگرستم تا کدامیک از اعمال در نظر آفرینننده پسندیده تر است پس دریافتم آن چیزی که آسمانها و زمین را استوار نگاه داشته – رودها را روان ساخته – موجودات را در حال انتظام و هماهنگی در عرصه آفرینش بیاراسته است همانا "حق و عدل" است . بنابرین ملازمات حق و عدل کردم و نتیجه آنرا دیدم که آبادی شهرهاست و آبادی شهرها سرمایه معیشت مردمان – چرندگان – پرندگان و جمیع ساکنان جهان است . بعد از این در طبقات انسان نگریستم و دیدم سرمایه آبادی شهرها مردم کشاورز و پیشه ورند و وسایل پیشرفت کار این مردم همانا طبقه جنگ آور است پس طبقه آباد کننده کشور از داشتن جنگ آوران ( ارتش ) ناگریز است و ناچار باید در دادن اجرت آنان ما را یاری دهند . زیرا بدون داشتن این قشر کشور امنیت نخواهد داشت و دشمن بر ملک ما می تازد و بنیاد عمران و آبادی را بر خواهد انداخت . از آن جانب دیدم که طبقه آبادگر هرگاه از در آمد خود آنقدر نگاه ندارد که در معیشت روزانه خود مشکل داشته باشد و همچینن برای آبادی کشور تلاش نکند طبیعتا بینوا خواهد گشت و آبادانی ضعیف خواهد شد. پس با مراعات حق و عدالت حدود وظایف هر یک از این دو طبقه را که دو رکن اصلی کشورند را مشخص کردم سپس مقدار مالیات را با احتساب دقیق کاهش دادم و هر دو طبقه را سامان بخشیدم و تحمیلات نا حق را از میان برداشتم
کارنامه انوشیروان – تجارب الامم ابن مسکویه
آخرین گفتار شاهنشاه کورش بزرگ
نخستین فردی که اعلامیه جهانی حقوق بشر را صادر نمود
من در طول مدت عمر خود هر آرزويي كه داشتم برآورده شد ، دست به هر كاري كه زدم پيروز شدم . دوستان و يارانم از تدبير من برخوردار بودند . دشمنانم جملگي فرمانم را با رقبت گردن نهادند . قبل از من وطنم سرزمين كوچك و گمنامي بود كه هر سال مورد تاخت و تاز و تجاوز قرار ميگرفت و حالا درآستانه مرگ من ، آنرا بزرگترين و مقتدرترين و شريف ترين كشور آسيا به دست شما ميسپارم . من به خاطر ندارم در هيچ جهادي براي عزت ، سربلندي و كسب افتخار براي ايران زمين مغلوب شده باشم . جمله آرزوهايم برآورده شد و سير زمان پيوسته به كام من بود . اما از آنجا كه از شكست در هراس بودم ، خود را از خودپسندي و غرور بر حذر داشتم . حتي در پيروزيهاي بزرگ خود ، پا از اعتدال بيرون ننهادم . حال كه مرگ من نزديك است خود را بسي خوشبخت ميدانم زيرا : فرزنداني كه خداوند بر من عطا فرمود همگي سالم و در عين حال عاقل هستند و وطنم ايران از همه جهات مقتدر و باشكوه مي باشد و آيندگان مرا مردي خوشبخت و كامياب خواهند شمرد . من پيوسته معتقد هستم كه روح انسان پس از خروج از كالبد خاكي ، محو و فناپذير نمي گردد . مرگ چيزي است شبيه به خواب . در مرگ است كه روح انسان به ابديت مي پيوندد و چون از قيد و علايق آزاد ميگردد به آتيه تسلط پيدا ميكند و هميشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنين بود كه من انديشيدم به آنچه كه گفتم عمل كنيد و بدانيد كه من هميشه ناظر شما خواهم بود ، اما اگر اين چنين نبود آنگاه ازخداي بزرگ بترسيد كه در بقاي او هيچ ترديدي نيست و پيوسته شاهد و ناظر اعمال ماست . از كژي و ناروايي بترسيد .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد يافت ، ولي اگر ظلم و ستم روا داريد و در اجراي عدالت تسامح ورزيد ، ديري نمي انجامد كه ارزش شما در نظر ديگران از بين خواهد رفت و خوار و ذليل و زبون خواهيد شد . من عمر خود را در ياري به مردم سپري كردم . نيكي به ديگران در من خوشدلي و آسايش فراهم مي ساخت و از همه شادي هاي عالم برايم لذت بخش تر بود . ديگر بس است ، پس از مرگ بدنم را مومياي نكنيد و در طلا و زيور آلات و يا امثال آن نپوشانيد . زودتر آنرا در آغوش خاك پاك ايران قرار دهيد تا ذره ذره هاي بدنم خاك ايران را تشكيل دهد . چه افتخاري براي انسان بالاتراز اينكه بدنش در خاكي مثل ايران دفن شود
کورش نامه – گزنفون
" تيموتي ليري "
"فلورانس کندي "
زن بدون مرد مثل يک ماهي بدون دوچرخه است !
"گلوريا استاينم "
شما هميشه مي توانيد براي سالگرد ازدواج ، شوهرتان را غافلگير کنيد . فقط کافي است يادش بياوريد که آن روز سالگرد ازدواج شماست !!!
" ال شلاک "
شوهرم گفت به فضاي بيشتري احتياج دارد ، من هم او رابه بيرون خانه فرستادم و در را پشت سرش قفل کردم !
"رز آني "
طبقه بندي مردها از نظر مادر من : مرد خوب برايت هر کاري انجام مي دهد ، مرد بد هر بلايي که بتواند به سرت مي آورد .
"مارگارت ات وود "
پرسش : وقتي شوهرت با عصبانيت از خانه بيرون مي رود چه کار مي کني ؟
پاسخ : در را پشت سرش مي بندم !
" آنجلا مارتين "
اگر چه مي دانم دوستم دارد
امشب غمگينم
چون نگاهش
به شيريني روياهاي من نبود .
" سارا تيزديل "
مردها با يک بيماري وراثتي متولد مي شوند . روانشناسان در تعريف اين بيماري مي گويند : ترس از اينکه اگر به زني وابسته شوي ، مرد مجردي در جاي ديگري ممکن است از زندگي بيشتر از تو لذت ببرد !
" ديو باري "
مردها از صفت " جوان " براي زنهاي زير 18 سال و مردهاي زير 80 سال استفاده مي کنند !!!
"نانسي لين دزموند "
اگر زني رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و کلاه عجيب و غريبي سرش بگذارد ، شوهرش با اکراه او را با خودش به کوچه و خيابان مي برد . ولي اگر کلاه کوچکي بر سرش بگذارد و کت و دامن خياط دوز تن کند شوهرش با کمال ميل او را بيرون مي برد و تمام مدت به زني که لباس رنگ شاد پوشيده و کلاه عجيب و غريب سرش گذاشته و رژ لب زده است خيره مي شود !!!
"بالتيمور بيکن "
فکر مي کنيد قبل از اينکه يک مرد اعتراف کند که گم شده است چند راه ديگر را بايد بالا و پايين برود ؟!
" نويسنده ي ناشناس "
تنها 99 درصد مردها هستند که باعث بدنامي 1 درصد باقي مانده مي شوند !
" نويسنده ي ناشناس "
او مثل همان خروسي است که خيال مي کند خورشيد براي اين طلوع مي کند که صداي قوقولي قوقوي او را بشنود .
"جرج اليوت "
ما نقاط مشترک زيادي با هم داشتيم ، من عاشق او بودم و او هم عاشق خودش بود !!!
" شلي وينترز "
وقتي مردي به من مي گويد که مي خواهد همه ي ورق هايش را رو کند هميشه بي اختيار به آستينش نگاه مي کنم !!!
" لزلي بليشا "
اکثر مردها سه گروه را دوست دارند ولي هيچ وقت آنها را درک نمي کنند : افراد مونث ، دخترها و زنها !!!
"نويسنده ي ناشناس "
حرفي نيست که زنها کودن هستند ،ولي آنها براي اين اين طور آفريده شده اند که بتوانند با مردها برابري کنند!!!!!
" جرج اليوت "
شما خيلي مردهاي باهوش را مي شناسيد که با زنهاي کودن ازدواج کرده اند ، ولي هرگز زن باهوشي را پيدا نمي کنيد که با مرد کودني ازدواج کرده باشد !
" اريکا جانگ "
مردها داراي قوه ي بينايي هستند ولي زنها از بينش برخوردارند .
" ويکتور هوگو "
براي اينکه مردي را واقعا بشناسيد ببينيد که با يک زن ، يک بچه و يک لاستيک پنچر چطور رفتار مي کند .
"نويسنده ي ناشناس "
" سرنا گري "
هيچ وقت سوار ماشين مردهاي ناشناس نشويد و فراموش نکنيد که همه ي مردها براي شما ناشناس هستند .
" رابين مورگان "
زن بودن کار بسيار شاقي است ، چون معمولا مستلزم سر و کله زدن با مردهاست

